می نویسم برای دخترم در آخرین شب بارداری- قسمت اول -
سلام دختر مهربون و خانوم من قرار بود این مطلب رو شب اخر بارداری برات بذارم ولی شما منو غافلگیر کردی شما در روز جمعه 26/2/93 ساعت 14:10 طبیعی به دنیا اومدی. حالا خلاصه ای از 9 ماه بارداری : امشب گویا آخرین شبیه که شما در دل من زندگی می کنی هر چقدر صبر کردیم شما پایین نیومدی که نیومدی و چون ممکن بود برای سزارین دیگه دیر بشه تصمیم گرفتیم که فردا صبح سزارین انجام بشه دوست داشتم بتونم طبیعی به دنیات بیارم و اون لحظه بغلت کنم ببوسمت و بگم به دنیا خوش اومدی و برات دعا کنم که عاقبت بخیر و پیشونی سفید بشی اما نشد امشب حال عجیبی دارم 9 ماه با تو زندگی کردم 9 ماه باهات نفس کشیدم 9ماه باهات خندیدم و گریه کردم 9 ماه خوابت رو دیدم ترسیدم و ...
نویسنده :
مامان نی نی
11:53


